تبليغاتX
...:::هوای بارونی :::...
...:::ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر ، دوست ...به هوای سر کویش پر و بالی بزنم...

 

حرفهای زیادی برای گفتن داشتم.خونه ی بارونی یه خونه بود برای درد دل هایی که دارم.اما فعلا هر چند لبریز از حرفم اما میرم .

اما یقین دارم هر چه هست زیبایی و لطف است...خوشحالم...

از هیچ دوستی گله ای ندارم.برای دلای همگیمون آرامش میخوام...و همه ی دوستانم برایم عزیز هستند.و بی شک حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست. در هر حضوری جادویی نهان است برای کمال ما...باشد روزی که دریابیم جادوی حضور همدیگر را...دلم روشنه...

نمیدانم تا کی اما با سکوتی پر از فریاد...برای مدتی ...

 

 

..::خداحافظ::..

 

برکت باشد.

 

 




لينك ثابت دوشنبه دوازدهم فروردین 138715:37 ..:: زهرا ::..

هو...

در چشم ببین دو چشم آن مفتون را

نیکو بشنو تو نکته ی بیچون را

هر خون که نخورده ست آن نرگس او

از دیده ی من روان ببین آن خون را(مولانا)

 

 

                                       برکت باشد.




لينك ثابت یکشنبه یازدهم فروردین 138714:10 ..:: زهرا ::..

 

          سال نو و بهار مبارک و متبارک

برکت باشد...




لينك ثابت جمعه دوم فروردین 138716:10 ..:: زهرا ::..

یا هو...

هر چه گشتیم در این شهر نبود اهل دلی

که بداند غم دلتنگی و رسوایی ما

غم به دل ،کیسه تهی ،درد فزون میدانم

هست خدایی که شود ضامن تنهایی ما




لينك ثابت سه شنبه بیست و هشتم اسفند 138612:38 ..:: زهرا ::..

 

هیو...

بهار...نامت را با مداد رنگی سبزم مینویسم.برایم تو نه فقط بهاری ..بلکه بهاری..

                                  

 

حیاطمان را آب میپاشم و همه جاشو جارو میکشم...با عشق.تموم که شد،نگاهی به دور تا دور حیاط میکنم، چقدر زیبا و تمیز شده ...و لبخند رضایت مادر زیباتره...و خواهر کوچولو که میخواد جارو رو از من بگیره تا سهمی داشته باشه...همه ی اینا قشنگه...و دل من هم ...

دوستای خوبم بهار همتون پر گل باشه.عید همتون مبارک باشه.و سال خوبی داشته باشید.هر لحظه برایتان لبریز از برکت و عشق باشه...

یک بهار دیگر از راه رسید.یک زیبایی دیگر.یک تولد دیگر...یک عشق دیگر...یک رهایی دیگر...یک شکوفه ی سیب دیگر متولد میشود امسال هم...

درخت توی حیاطمون چقدر خوشحاله ،مهموناش دوباره میخوان برگردن.یادم هست که وقتی داشت بدرقشون میکرد اشکاشو مخفی کرد و گفت :منتظر میمونم تا برگردین..!(به سیبهای رسیده ی رو ی تنش گفت)

منو درخت چقدر به هم شبیهیم...

من هم میرویم.خدا آبم میده. رشدم میده. نوازشم میکنه.حتی تو هم آب  هستی برایم...برای ریشه هایم...

و امید که دوباره جاری شوم با تو...

امید که باشد ...باشد...باشد...

 (نمیدانم میخوانی یا نه .اما میخواهم بگویم که تا بینهایت برایت دلتنگم. شکر میکنم به خاطر تمام داشته هایم ..اما برای تو هم دلتنگم. تا بیکرانها.هر لحظه با امید زندگی میکنم. این روزا بیشتر دلم میگره.چهارشنبه سوری.عید نوروز.یادش به خیر. پارسال لحظه شماری میکردم که من اول عیدو بهت تبریک بگم. نقشه میکشیدم که چه طور بهت تبریک بگم. ...

باشه اشکالی نداره.امید که باشه فرصتی...بهار تو هم مبارک عزیز ترین. )

 

الاهی به امید تو.

برکت باشد...

 




لينك ثابت دوشنبه بیست و هفتم اسفند 138622:3 ..:: زهرا ::..

یاهو...

با همه ی غمم خوشحالم...

مینویسم تا آرام گیرم...

خدایم...نمیدانم چگونه لحظه هایم را بگذرانم که بدون یاری تو بی شک نخواهم توانست ارام شوم... و تنها تویی که آرامم میکنی...

دلم میلرزه و تنگه....

کسی که تمام لحظه هام به عشقش نفس میکشم. امروز احساس کردم ...

این را خوب میدانم که او آزاد است و اختیار و حق انتخاب دارد...کاری به کارش ندارم. ...آرامش میخواهم معبودا.تو از همه چیز آگاهی ...اگر نیازم باشد....بی شک...

 

خدایا خودت میدونی من بدون عشق مرده ای بیش نیستم. الاهی نجاتم بده. خدایا شکرت...

اما هیچی نمیتونم بکنم. هیچ کار. هیچ کار. من اجازه ی هیچ کاری ندارم....

 

الاهی هیچ کار تو بی حکمت نیست. بی شک تو مرا هم دوســــــت داری...خدایا کمکم کن....

 

خدایا ..من حسود نیستما.حسود نیستم. اصلا..اما نمیدونم من چه کار کنم؟اخه تو که میدونی. ...

ممنونم ازت.به امید بارش عشق .هر چه بیشتر.برکت باشد ...




لينك ثابت شنبه بیست و پنجم اسفند 138613:9 ..:: زهرا ::..

هو الله...

 

به طوفان بگویید فانی شود

به آتش بگویید سوزد مرا 

صبا لحظه ای ایست کن در برم

                        

 

بگو تا که پروانه بی پر شود

زمین و زمان سر به سر پر ز عشق

بگویید قلبم هیاهو شود...

تو ای چشمه سار گریزان من...

بیا لحظه ای من شوم غرق تو

کبوتر ...دو بالت چرا زخمی است...؟

بیا مرهم زخم بالت شوم...

 

گریزانم از هر چه جز عشق باد

صبورم اگر سینه سوزد به داغ

بگویید ...

          

 

میای باهات حرف بزنم شاپرک؟پر بزن برو تا اون بالاها ...بالای ابرا...کنار اشک اسمون لونه کن...بشین و نگام کن... هر وقتی که من دلتنگ و بیقرار شدم... دست نوازشتو از سوی ساقی بکش روی سرم....

 

ساغر تشنه را لبریز کن...لبریز شراب ناب...لبریز آتش سوزاننده....بسوزم بسوزم که زیبا ....شوم.بپویم بپویم که پیدا شوم....

 

کنم کوه غم را فقط یک نگاه ،برای رسیدن شوم چاک چاک ....دلم زخمی و خسته و بی دل است.... چون من باشم اکنون مرا ....این دل است....

 

 

ای آلاهیم منه آرامیش باغیشلا.ایشیغلی یول...بیر بولاغ کی ایچیم سرین سویوندان ...سرینله ییم.   اورگیم جانا گلسین...مدهوش اولوم....سویوغ بیر سو...سرین بیر سو...

 

 

برکت باشد.




لينك ثابت دوشنبه بیستم اسفند 138612:52 ..:: زهرا ::..

 

 

پرنده ی زخمی بال من...زخم بالت خوب خواهد شد...اگر بتوانی  بمانی...

طاقت بیاور پرنده ی زیبای من....

آه و ناله نکن...

صدای نالانت را تاب تحمل ندارم.

 

                           

 

چه بگویم.چه احساس عجیبی ،با اینکه بسیار حرف دارم اما نمیتوانم بگویم.چه صبر زیادی طلب میکند.راستش را بگویم...حتی دلم برای مینا خانم هم میسوزد. و حتی دلم برای آن دختری که وقتی میبینمش از نگاهش میخوانم که دلی پر آشوب دارد هم میسوزد...هیچ کس تقصیری ندارد......و خودم چه زیبا و شیرین و اما سخت میسوزم و آب میشوم...باشد باشد این هم نعمتیست.

اینها دلم را میآزارد بگذار بگویم ...چندی پیش برایم گفتی که مینا نامی را دوست داری.با اینکه دلم لبریز از اشک شد اما اشک حسادت نبود.اشک تنهایی بود. اشک دلتنگی. اشک بی قراری...چند روز بعد که مینا را بچه ها نشانم دادند ..چون انتخاب تو بود با ناز به دلم نشست...از دور تماشایش میکردم.بی هیچ گلایه ای..و حتی وقتی میدیدمش آرامشی عجیب به دلم مینشست.و حال هم همینطور است.

چند روز بعد از آن وقتی از پله های سالن بالا ی دانشگاه میخواستم پایین بیایم صدایی از پشت توجهم را جلب کرد وقتی برگشتم..خودش بود. مینا بود...

ـببخشید زهرا خانم میتونم وقتتونو بگیرم؟

ـبله.خواهش میکنم.

با یکی از دوستانش بود.بعد از کمی صحبت و آشنایی از من در مورد تو پرسیدند.از اینکه چه طور ادمی هستی؟از رابطمون.و اینکه آیا من میتونم بهش اعتماد کنم؟

پسر خیلی خوبیه.تا اونجایی که من شناختم خیلی خوبه. هم از نظر ایمانی و از نظر اخلاقی و از هر نظر .اگر نظر من رو بخوایید بله .آدم قابل اعتمادیه....و اشک توی دلم حلقه میزد.دور از چشم ناظران ...

اما خانومی .مینا جان ...تو خودت باش... و متانت خودتو حفظ کن..اگه واقعا انتخابش تو باشی حتما بهت پیشنهاد میده؟

زهرا خانم در رابطه ی قبلیتون شما پیش قدم بودید ؟

مینا جان میشه به این سوالتون جواب ندم. و مینا با  چشمانی آرام و خندان و راضی.

مینا جان...ازینکه دیدمتون خوشحالم .حتی چیزی بگم؟اگر شماره ی شما رو هم داشته باشم احساس آرامش خواهم داشت. و مینا...

چشم که تو چشماش میدوختم خیلی آروم بود. ....و خداحافظی.

...

و چند روز بعد...دوباره صدای مینا بود و چهره ی زیبا و خندانش که مرا صدا میکرد...دور از چشم تو وقتی با او صحبت میکردم آرام میشدم. اما میدانستم که اگر فقط مرا با او ببینی حتما پیش خودت خواهی گفت که من رفته ام با مینا صحبت کنم تا رابطه ی شما را به هم بزنم. اما ....حتی فکر کردن به این مورد هم تنم را به لرزه در میاورد.

بعد از کمی صحبت...مینا جان از صمیمم قلبم میگم..گلم خوشگلی.و من هم خیلی دوستت دارم.

ـزهرا جان شما هم همینطور.و صحبتهایی دوستانه... و خیلی خوب. چقدر خوب بود اگر هیچ وقت از هم دلخور نمیشدیم با مینا. ..

دلم آروم بود . اونموقع. اما وقتی به گوش تو رسید که منو مینا باهم صحبت کردیم. دقیقا همون حرفو زده بودی . که مینا زهرا رو نمیشناسه.حتما زهرا بوده که ...

بماند....روزی هست که حقایق برملا شود.

......................................................................................................................................

وقتی روزی دیدمش با چشمانی منتظر چقدر دلم برایش سوخت. و چقدر گریه کردم. تنها برای لحظه ای چشمم به چشم مینا افتاد .وقتی انتظار را در چشمش دیدم ...دلم گرفت....

خدای زیبایم.نمیدانم واقعا چگونه دعا کنم.چه بخواهم...خودت مهربانتری.

و بعد ازینکه به مینا هم از بچه ها پیامی رسیده بود از اون روز دیگه  سلام دادنهامون سرد شده. چقدر دلم میخواد با گرمی سلامش کنم. و چهره ی آرامش را تماشاگر باشم.آرام میشوم. گویی تو را دیده باشم.من نمیتوانم وقتی میبینمش بی محلی کنم ...

و اون روز اول که با مینا صحبت کردیم. اصلا نفهمیدم چه طور شد گفتم که بله عزیزم اتفاقا از (ج) هم شنیده بودم که مینا نامی را دوست داره. پس شما بودید...!!!اما انگار تا اون لحظه مینا تو شک وبده و با اون حرف من امیدوار تر شده.... نمیدانم امیدوارم همه چیز ختم به خیر شود...

...................................................................................................................................

و حالا من ...نازنین خدا.... دلم را مرهمی بخش. آرامشی.قراری.اوجی.عشقی.راهی.نجاتی.چراغی.ثباتی....خیلی دلم خسته میشود و تنم بی نای.

هر کاری میکنم هر قدمی هر کاری هر حرفی... هر چه میکنم کسی که با تمام وجودم دوستش دارم بیشتر از من میرنجد....جرقه ی اختلاف هم همین بود. وقتی برای اولین بار مشککلی پیش آمد...از همان روز هر کاری میکردم تا رنجشش بر طرف شود....و از همان روز هر کاری میکردم یک قدم ازش دور میشدم. چقدر سخت....

 

خدایا.......................خدایا..............................خدایا............................................................

 

 

 

"اینجا نوشتم چون جز اینجا جایی ندارم بهت بگم.




لينك ثابت پنجشنبه شانزدهم اسفند 138618:27 ..:: زهرا ::..

 

 

بهار کوچه ی شهر دلم زودتر بیا...

یه روزی دلم گرفته بود.به فکرم رسید به داییم پیامی بدم تا دلداریم بده.....دایی گفت:

"چون.خدا.هست.نگرانی.معنی ندارد."

"میان بور ترین:..؟ راه.واگذار .کردن امور .به خداوند.است."

آی آللاه...

و یک ترانه با صدای آقای سعید شهروز،چه زیبا حرف دل و میگه،پس مینویسمش آخه اگه ننویسم و اگه تظاهر بکنم به بی خیالی ریایی بیش نیست....

...

 

من میخوام همیشه عاشق بمونم*به تو و چشمای روشنت قسم*با ترانه های آفتابی تو *

میتونم به صبح فردا برسم*این همه خاطره رو چی کار کنیم

نمیتونیم که از  اونا بگذریم*واژه ی شروع شعر من تویی *بیا تا آخر خط با هم بریم*...

واسه چی میخوای که تنها بذاری چرا باید تو رو از یاد ببرم ؟

یادمه یه روز نشستی روبروم*گفتی که محاله از تو بگذرم*

بیا با هم آسمونو طی کنیم .تو به من یه فرصت تازه بده*میدونم که چشمای عاشق تو ...

راه  و رسم عاشقی رو بلده*توی این شبای تلخ و سوت و کور بیا تا خورشیدو پیدا بکنیم اگه امروز و گرفتن ازمون بیا فکری واسه فردا بکنیم...

من میخوام همیشه عاشق بمونم به تو و چشمای روشنت قسم....

 

  

برکت باشه.




لينك ثابت یکشنبه دوازدهم اسفند 138619:1 ..:: زهرا ::..

 

یا هو...

 

الاهی به امید تو....

              

 سرگردان ،سرگردان،سرگردانم///من از تو نتوانم روی برگردانم///دمی بنشین تا سوز دل بنشانم.

اتاقمو تاریک میکنم.چراغها رو خاموش میکنم .از صبح هوای دلم بارانیه.میام توی اتاق.فقط نور مونیتور اتاقو روشن کرده.و آهنگی از علیرضا افتخاری که همدمم شده...چقدر دلم تنگ میشه ...پر از حرفم اما نمیدانم چگونه بنویسم تا حرف دلم باشد...چقدر دلم برای همه ی خوبیها تنگ شده چقدر دلم هوای تابستان ۱۳۸۵ را کرده. تابستانی که تمام لحظه هایم تولد بود. تولد عشق.... .. برای مدتی فکر میکردم خوشبخت ترین ادم روی زمین هستم.حتی لحظه ای تاب دوری نداشتم. تو هم عین من بودی.... درست مثل من بیقرار....

چه احساس نابی بود.......

خداوندا به فریاد دلم رس/کس بیکس تویی و من هم بی کس /همه گویند که تو هیچ کسی نداری/خدا یار منه چه حاجت به کس/سرگردان سرگردان سرگردانم/

برای لحظه ای هواسم به اهنگی که گذاشتم مشغول میشه...بیا جانا دل پردرد ما بین/سرشگ جان و آه سرد ما بین/غم مهجوری و داغ غریبی/بیا تا درد یکدیگر بدانیم/که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم/

بگذار بسوزم ...اما من هیچ وقت نفهمیدم چی شد؟چرا اینطوری شد؟مانند اتش سوختم . خاکستر شدم...چه کودکانه عاشق شدم.چقدر عمیق اما...چقدر ساده .......تا چشم باز کردم ببینمت تو رفته بودی...تا خواستم از دور تماشایت کنم تو از دیدگانم محو شده بودی ....چقدر چشم مالیدم تا شاید بتوانم نظاره گر باشم....آخر چه شد؟

اگر همسفرم نباشی ...چگونه چشم در چشمان کس دیگر خواهم دوخت.یارای دیدن رخسار کسی را ندارم.اشک امانم نمیدهد.... 

معبودا ...به فریاد دلم برس.....تو خوب میتوانی ببینی ....       پناه بی پناهان تویی....دلهایمان را آرام کن.

        

 

برکت باشد.

 




لينك ثابت جمعه دهم اسفند 138617:24 ..:: زهرا ::..

 

یا هو...

دلم به اندازه ی همه ی کائنات ...بیقرار میشه.میگیره...هر لحظه عشق در وجودم متولد میشه....

الاهی ....من تنها تو را دارم....

خدایا.............................................چقدر دلم میخواد با تمام دلم فریادی کنم تا آرامشی به دلم بیاد...

 

 

                                                          برکت باشه...

     




لينك ثابت سه شنبه هفتم اسفند 138613:53 ..:: زهرا ::..

یا هو...

مرغ دلم هوای پرواز دارد...هوای عشق...بیقراره..بیقراره....بیقرار...

یکی از دلنوشته هامو میذارم...توی این پستم.و معنی فارسی آن را هم مینویسم...

         

 

جامی الدن آتــــــــــــارام یار گوزون گورسم اگر

                    مست اولوب،عاشیق اولوب،دینجه لرم اولسم اگر

 

سازه عاشیق،سوزومی،سازیله دیلداره دی یم

                   یــــــــار گئنه عشوه ائدیر من گئنه ،آواره ،سی یم

 

سوگیلیم ،شانلی باهاریم،یازیمی ائتمه خزان

                      گل،خزانیم باهار اولسون گوز ،یاشیم ائتمه روان

 

بار ،الاها سنه عاشیق اولانون عاشقی یم

                       نه اولار،یار دی یه، کی ،عشقیمیزون لایقی ام

 

 

معنی:

بیت۱.جام می را از دستانم خواهم انداخت اگر چشمان یار را ببینم

مست و عاشق و دیوانه خواهم شد و تنها با مرگ به آرامش خواهم

 رسید

بیت ۲.عاشق ساز و آوازم و حرفهای دلم را با صدای ساز به گوش معشوق میرسانم

معشوق ناز میکند،اما من همچنان آواره و در پی او هستم

 

بیت۳.معشوقم.بهار من.بهارم را خزان نکن،

برگرد تا خزانم بهار شود ،اشک چشمانم را اینگونه جاری مکن

 

بیت۴.خدایا عاشق کسی هستم که او هم عاشق توست

چه میشود ایا معشوق بگوید که ما لایق این عشق هستیم.

 

 

                                                            برکت باشد...




لينك ثابت دوشنبه ششم اسفند 138613:33 ..:: زهرا ::..

 

یا هو...

شنیده بودم که گیاهان به درد دل ما گوش میکنند. احساس دارند. حتی میتونند بخندند و گریه کنند...اما در نوع خودشان.تا اینکه فهمیدم آب هم احساس داره. و درک میکنه...

در ایران خانم حمیده بی طرف بر روی آب تحقیقاتی انجام داده اند. خانم بی طرف تاثیر انواع صدا و نوشته را بر ساختار میکروسکپی مواد بررسی میکنند.

 

http://seeb-talkh.blogspot.com/2007/12/blog-post_9629.html

و آقای ماسارو ایموتو که ژاپنی هستند هم بر روی اب حدود ۱۰۰۰۰تحقیق انجام داده اند...که بسیار جالب است. آقای ایموتو در حالتهای مختلف آب را زیر میکروسکوپ مشاهده کرده اند. به گونه ای که کاملا مشخص میشود آب به صدا ها .نوشته ها.فکر.و...واکنش نشان میدهد.به عنوان مثال وقتی روی لیوان آبی کلمه عشق را بر کاغذی نوشته و میچسبانند مولکول آب به شکل بسیار زیبایی مشاهده میشود.اما وقتی کلمه ی دوستت ندارم یا کلمه ی منفی دیگری را روی لیوان آب نوشته اند مولکول آب به شکلی کاملا متفاوت و در زبان عامیانه به شکلی بی ریخت در آمده.... و تصاویر بسیار جالب دیگر. که میتوانید در فیلم شهادت آب ببینید.

آدرس سایت آقای ایموتو :www.masaru-emoto.net

تصويري از مولکولهاي آب "رودخانه يودو"، چون آب اين رودخانه ازميان شهرها مي گذرد و اغلب مردم این شهر ها منفی فکر میکنند مولکول آب به این شکل در آمده است.

دكتر ايموتو از عده اي خواستند كه در كنار سد فوجي وارا بايستند ودعا بخوانند وآب را قبل وبعد ازدعا  آزمايش كردند

            

   (آب سد فوجی واراقبل از دعا)  -(آب سد فوجی وارا بعد از دعا)

.......................................................................................

مولکول آب در مجاورت گل خودش را به همان شکل در می آورد.

 

 در این سایت هم میتوانید مطالب بیشتری را مطالعه کنید.برای نوشتن بیشتر مطالب این پستم از این وبلاگ کمک گرفتم....تا نوشته هام کامل تر باشه. redrozesecret.parsiblog.com/-283619.htm    در ادامه ی مطلب هم میتوانید موضوعاتی را مطالعه کنید.                                     

  برکت باشد.


ادامه مطلب



لينك ثابت چهارشنبه یکم اسفند 138612:23 ..:: زهرا ::..

سلام ...

برای بعضی از دوستان سوال شده که برکت باشد یعنی چه؟و دلیل استفاده از این جمله چیست؟

وقتی با کسی صحبت میکنم.وقتی مطلب جدیدی میخوانم. وقتی اطلاعات تازه ای کسب میکنم.در آخر از این جمله استفاده میکنم تاچیزهایی که آموخته ام  برایم برکت داشته باشد.در واقع برای خودم و برای مخاطبم طلب برکت میکنم.

و البته با این جمله آرامش خاصی پیدا میکنم...که بی شک تحفه ای از جانب خداست....!

 

                                                                                                          برکت باشد. 




لينك ثابت یکشنبه بیست و هشتم بهمن 138620:20 ..:: زهرا ::..

یادم هست...

آن همه مهر و وفا یادم هست

آن همه عشق و صفا یادم هست

لحظاتی هر چند ،اندک و دور ولی

از عمق دلت دانستم که دلت با من بود

...و صد افسوس و حیف....و حیف...

 

 

 ...

الاهی معشوق تنها جلوه ای از توست...و من اینگونه ام...با این حال............اگر....باشم....

 

ساده بگم........بیقرارم...عشقی پاک در دلم موج میزنه....و مثل یه نسیم ..نوازشم میکنه... 

الاهی..اهدنا الصراط الحق...

الاهی..اهدناالصراط المستقیم...

 

برکت باشه.

                                  




لينك ثابت پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 138617:33 ..:: زهرا ::..

 

 

به نام او...

 

              تنهایی ام را با تو قسمت میکنم سهم کمی نیست

                                                             گسترده تر از عالم تنهاییه من عالمی نیست

 

ژیلای عزیزم سلام.اول از همه برای شادی روح بلندت صلواتی میفرستم.و شروع به نوشتن میکنم. نمیدانم روح آسمانی ات در کجا ها پرواز میکند .نمیدانم در چه حالی.نمیدانم ...اما این را میدانم که سبکبال گشته ای...آسوده و بی درد ...

                    

نازنینم. ۲۲ بهمن امسال درست یکسال است که پر کشیده ای و از کنارمان رفته ای.دوست خوبم. ..

یادم هست...

یادم هست...آن همه مهربانی .محبت.صداقت. یادته گلم .؟از بین بچه های دانشگاه من و تو فقط با هم بودیم. تو دلم میگفتم من از یه دوست فقط بی ریایی و صداقت میخوام. ژیلا هم بی ریاست هم صداقت داره. تو رو برای همیشه انتخاب کرده بودم. بعد از رفتنت زهرا خواهر زادت میگفت تو هم میگفتی از بین دوستات زهرا (یعنی منو )انتخاب کردی. و میخوای تا آخر با هم بمونیم. اما تو که نموندی ... تو خیلی زود پرکشیدی و رفتی. نموندی تا بیست و دومین بهار زندگیتو ببینی...

وقتی رفتی تنهای تنها شدم. آخه من که کسی رو نداشتم. وقتی رفتی ...راستی موقع رفتن توی خونه ی ابدیت هم بهت گفتم دعا کن. نمیدونم دعام میکنی یا نه ؟ اما هنوز هم هیچ چی حل نشده...اما خدا جون ...یه دوست صمیمیه دیگه برام فرستاد.حالا هم فقط با اون صمیمی هستم. گلم.

 

چشمات چقدر بی ریا حرف آدمو میفهمید. یادم نمیره وقتی اومده بودی خونمون . وقتی تنهاییه دلمو دیدی . وقتی نگاهت به وبلاگ دلتنگیام افتاد... با همه ی مهربونیت نگام کردی. چشام پر شد و تو هم.

...

از چی بگم از اردوی" ساری دره"که به دور از همه منو تو فقط با هم بودیم. ارزوهایی که اونجا میکردیم. حرفایی که میزدیم. . چقدر پاک و صمیمی دعا کردیم. که روزی...

یادته آلوچه چیدن هامون. یادته چقدر آلوچه ترش و نرسیده چیدیم. ..هنوزم دارم عکسایی رو که با هم گرفتیم.

...

گلم. دوست خوبم. ژیلای عزیزم. همه ی بی وفایی مرا ببخش.

       

 

 گلم خیلی وقته دیگه نمیتونم حرفی بزنم. لبریز از حرفم . اما نمیدونم و نمیتونم چیزی بگم. امروز شاید یاد تو بهانه ای شد تا کمی بنویسم. تا کمی درد دل کنم.

به یادت عشق میکارم عـــزیزم

و بی تو سرد و بی تابم عــزیزم

بیا فرصت بده باید بگویـــــــــــم

همیشه دوستت میدارم عزیزم

...

 

سفر به خیر مسافرم. روحت شاد.

 

                                                                 برکت باشه.




لينك ثابت شنبه بیستم بهمن 138616:38 ..:: زهرا ::..

 

خدایا.............خدایااااااااااااااااااااااااا....

نیاز

وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شـــدم

وقتی که دیگر رفت

من در انتظار آمدنش نشستــــم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتــــــم

وقتی که او تمام کرد

من شروع کردم

وقتی او تمام شـــــد

من آغاز شدم

وچه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن

مثل تنها مـــــــــــردن .   دکتر شریعتی  

 




لينك ثابت جمعه نوزدهم بهمن 138616:31 ..:: زهرا ::..

 

                     

امشـــــب ندا می آیدم دیوانه شو،دیــوانه شو

ای آشــــــنای دل غریب بیگانه شو ،بیگانه شو

 

                             پیمانه پر کن ازمی، وآبـــــی در آتش ریز و رو 

                             یک جرعه از دریا بنوش دردانه شو دردانه شو 

 

آتش به جان انداخت عشق،دل را به دام انداخــــت عشق

گفتم صبوری میکنم از دل عبوری میکنم،گفتا پر پروانه شو

 

                          بال و پرم بگداخت عشق،ساز مرا بنواخت عشق

                          هم شاهد اشکم شد و گفتا تو هم رنـــــدانه شو

 

ساقی مرا با خود ببر ،خواهم پریدن تا ســــــــــما  

با نام دل مشقی نوشت،گفتا تو هم افســـانه شو

 

                           صد کوه سخن دارد دلم،از دل خبر دارد دلــــــــم

                          خواهم بگویم اندکی، گوید مگو در خـــــــــانه شو

 

خواهم قــــــدح را بشکنم ،تا از دو عالم بگذرم

گوید چو خواهی بگذری هم ساغر و پیمانه شو

 

                             ســاقی سلامت میکنم،جانم فدایت میـــــــــکنم

                            خواهم به سویت پر کشم ،بیچاره ام در چاره شو

                                                     

                                                                  " ۱۳۸۶/۱۰/۲۵ سه شنبه...ساعت:۲۲:۴۰ "

                                                                    

                                                                                     

  آخه درختها هنوز هم  خوابند. . . گل رز من گوشه باغچه ی حیاطمون الان فقط چند تا شاخه ازش مونده. بی برگ و بی رنگ و بی جان. ولی نه ریشه داره . ریشه اش در دل خاک هست تا همیشه. تا موقعی که خاک پسش بزنه. اما شنیدم خاک امانت دار خوبیه. اگه امانت دار خوبی نبود که تنمو بعد پرواز روحم دست خاک نمیسپردند. ....اما برف های سرد و سفید باغچه را لبالب پوشونده. دلم حتی برای چند شاخه ی خشک هم تنگ شده...

با مرواریدهای جمع شده گوشه ی چشمام رو میکنم طرف هر چی تنهاییه و میگم....این است؟باشد....باشد.....

بماند. بماند.... هر چه هست بماند زهرا...

 

                                    

                                                                                                    برکت باشد

 

 




لينك ثابت جمعه پنجم بهمن 138615:9 ..:: زهرا ::..

 

 

  یاحسین مظلوم(ع)

          و سلام و درود بر همه ی مظلومان کربلا.

 

...نمیخواهم بنویسم اما کلی حرف دارم .انگار ماه محرم میگه کبوتر خسته بال، بالهاتو زخم نکن عشق هست...مهربانی هست...رها میشی...رهایی هست.

 

 

                      برکت باشد. 




لينك ثابت جمعه بیست و یکم دی 138617:9 ..:: زهرا ::..

    

باران میبارد امشب،دلم ...

چه بگویم...باز هم سکوتی میکنم پر از فریاد ...

 

 

 

در بن بست هم  ،راه آسمان باز است

پرواز را بیاموزیم!!!

 

 

برکت باشد.

 




لينك ثابت دوشنبه هفدهم دی 138614:59 ..:: زهرا ::..

* JavaScript Codes *