یا هو...
هر چه گشتیم در این شهر نبود اهل دلی
که بداند غم دلتنگی و رسوایی ما
غم به دل ،کیسه تهی ،درد فزون میدانم
هست خدایی که شود ضامن تنهایی ما
هیو...

بهار...نامت را با مداد رنگی سبزم مینویسم.برایم تو نه فقط بهاری ..بلکه بهاری..

حیاطمان را آب میپاشم و همه جاشو جارو میکشم...با عشق.تموم که شد،نگاهی به دور تا دور حیاط میکنم، چقدر زیبا و تمیز شده ...و لبخند رضایت مادر زیباتره...و خواهر کوچولو که میخواد جارو رو از من بگیره تا سهمی داشته باشه...همه ی اینا قشنگه...و دل من هم ...
دوستای خوبم بهار همتون پر گل باشه.عید همتون مبارک باشه.و سال خوبی داشته باشید.هر لحظه برایتان لبریز از برکت و عشق باشه...
یک بهار دیگر از راه رسید.یک زیبایی دیگر.یک تولد دیگر...یک عشق دیگر...یک رهایی دیگر...یک شکوفه ی سیب دیگر متولد میشود امسال هم...
درخت توی حیاطمون چقدر خوشحاله ،مهموناش دوباره میخوان برگردن.یادم هست که وقتی داشت بدرقشون میکرد اشکاشو مخفی کرد و گفت :منتظر میمونم تا برگردین..!(به سیبهای رسیده ی رو ی تنش گفت)
منو درخت چقدر به هم شبیهیم...
من هم میرویم.خدا آبم میده. رشدم میده. نوازشم میکنه.حتی تو هم آب هستی برایم...برای ریشه هایم...
برکت باشد...
یاهو...
با همه ی غمم خوشحالم...

مینویسم تا آرام گیرم...
خدایم...نمیدانم چگونه لحظه هایم را بگذرانم که بدون یاری تو بی شک نخواهم توانست ارام شوم... و تنها تویی که آرامم میکنی...
دلم میلرزه و تنگه....
این را خوب میدانم که او آزاد است و اختیار و حق انتخاب دارد.. ...اگر نیازم باشد....بی شک...
خدایا خودت میدونی من بدون عشق مرده ای بیش نیستم. الاهی نجاتم بده. خدایا شکرت...
ممنونم ازت.به امید بارش عشق .هر چه بیشتر.برکت باشد ...
هو الله...
به طوفان بگویید فانی شود
به آتش بگویید سوزد مرا
صبا لحظه ای ایست کن در برم

بگو تا که پروانه بی پر شود
زمین و زمان سر به سر پر ز عشق
بگویید قلبم هیاهو شود...
تو ای چشمه سار گریزان من...
بیا لحظه ای من شوم غرق تو
کبوتر ...دو بالت چرا زخمی است...؟
بیا مرهم زخم بالت شوم...
گریزانم از هر چه جز عشق باد
صبورم اگر سینه سوزد به داغ
بگویید ...

میای باهات حرف بزنم شاپرک؟پر بزن برو تا اون بالاها ...بالای ابرا...کنار اشک اسمون لونه کن...بشین و نگام کن... هر وقتی که من دلتنگ و بیقرار شدم... دست نوازشتو از سوی ساقی بکش روی سرم....
ساغر تشنه را لبریز کن...لبریز شراب ناب...لبریز آتش سوزاننده....بسوزم بسوزم که زیبا ....شوم.بپویم بپویم که پیدا شوم....
کنم کوه غم را فقط یک نگاه ،برای رسیدن شوم چاک چاک ....دلم زخمی و خسته و بی دل است.... چون من باشم اکنون مرا ....این دل است....
ای آلاهیم منه آرامیش باغیشلا.ایشیغلی یول...بیر بولاغ کی ایچیم سرین سویوندان ...سرینله ییم. اورگیم جانا گلسین...مدهوش اولوم....سویوغ بیر سو...سرین بیر سو...
برکت باشد.
پرنده ی زخمی بال من...زخم بالت خوب خواهد شد...اگر بتوانی بمانی...
طاقت بیاور پرنده ی زیبای من....
آه و ناله نکن...
صدای نالانت را تاب تحمل ندارم.
![]()
بهار کوچه ی شهر دلم زودتر بیا...

یه روزی دلم گرفته بود.به فکرم رسید به داییم پیامی بدم تا دلداریم بده.....دایی گفت:
"چون.خدا.هست.نگرانی.معنی ندارد."
"میان بور ترین:..؟ راه.واگذار .کردن امور .به خداوند.است."
آی آللاه...

و یک ترانه با صدای آقای سعید شهروز،چه زیبا حرف دل و میگه،پس مینویسمش آخه اگه ننویسم و اگه تظاهر بکنم به بی خیالی ریایی بیش نیست....
...
من میخوام همیشه عاشق بمونم*به تو و چشمای روشنت قسم*با ترانه های آفتابی تو *
میتونم به صبح فردا برسم*این همه خاطره رو چی کار کنیم*؟
نمیتونیم که از اونا بگذریم*واژه ی شروع شعر من تویی *بیا تا آخر خط با هم بریم*...
واسه چی میخوای که تنها بذاری چرا باید تو رو از یاد ببرم ؟
یادمه یه روز نشستی روبروم*گفتی که محاله از تو بگذرم*
بیا با هم آسمونو طی کنیم .تو به من یه فرصت تازه بده*میدونم که چشمای عاشق تو ...
راه و رسم عاشقی رو بلده*توی این شبای تلخ و سوت و کور بیا تا خورشیدو پیدا بکنیم اگه امروز و گرفتن ازمون بیا فکری واسه فردا بکنیم...
من میخوام همیشه عاشق بمونم به تو و چشمای روشنت قسم....
برکت باشه.
یا هو...
الاهی به امید تو....
سرگردان ،سرگردان،سرگردانم///من از تو نتوانم روی برگردانم///دمی بنشین تا سوز دل بنشانم.
اتاقمو تاریک میکنم.چراغها رو خاموش میکنم .از صبح هوای دلم بارانیه.میام توی اتاق.فقط نور مونیتور اتاقو روشن کرده.و آهنگی از علیرضا افتخاری که همدمم شده...چقدر دلم تنگ میشه ...پر از حرفم اما نمیدانم چگونه بنویسم تا حرف دلم باشد...چقدر دلم برای همه ی خوبیها تنگ شده چقدر دلم هوای تابستان ۱۳۸۵ را کرده. تابستانی که تمام لحظه هایم تولد بود. ....
چه احساس نابی ...بود..هست...
خداوندا به فریاد دلم رس/کس بیکس تویی و من هم بی کس /همه گویند که تو هیچ کسی نداری/خدا یار منه چه حاجت به کس/سرگردان سرگردان سرگردانم/
برای لحظه ای هواسم به اهنگی که گذاشتم مشغول میشه...بیا جانا دل پردرد ما بین/سرشگ جان و آه سرد ما بین/غم مهجوری و داغ غریبی/بیا تا درد یکدیگر بدانیم/که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم/
بگذار بسوزم ...اما من هیچ وقت نفهمیدم چی شد؟چرا اینطوری شد؟مانند اتش سوختم . خاکستر شدم...چه کودکانه عاشق شدم.چقدر عمیق اما...چقدر ساده .......تا چشم باز کردم ببینمت تو رفته بودی...تا خواستم از دور تماشایت کنم تو از دیدگانم محو شده بودی ....چقدر چشم مالیدم تا شاید بتوانم نظاره گر باشم....آخر چه شد؟
....
معبودا ...به فریاد دلم برس.....تو خوب میتوانی ببینی .... پناه بی پناهان تویی....دلهایمان را آرام کن.

برکت باشد.
یا هو...
دلم به اندازه ی همه ی کائنات ...بیقرار میشه.میگیره...هر لحظه عشق در وجودم متولد میشه....
الاهی ....من تنها تو را دارم....
خدایا.............................................چقدر دلم میخواد با تمام دلم فریادی کنم تا آرامشی به دلم بیاد...

برکت باشه...

مرغ دلم هوای پرواز دارد...هوای عشق...بیقراره..بیقراره....بیقرار...
یکی از دلنوشته هامو میذارم...توی این پستم.و معنی فارسی آن را هم مینویسم...

جامی الدن آتــــــــــــارام یار گوزون گورسم اگر
مست اولوب،عاشیق اولوب،دینجه لرم اولسم اگر
سازه عاشیق،سوزومی،سازیله دیلداره دی یم
یــــــــار گئنه عشوه ائدیر من گئنه ،آواره ،سی یم
سوگیلیم ،شانلی باهاریم،یازیمی ائتمه خزان
گل،خزانیم باهار اولسون گوز ،یاشیم ائتمه روان
بار ،الاها سنه عاشیق اولانون عاشقی یم
نه اولار،یار دی یه، کی ،عشقیمیزون لایقی ام
معنی:
بیت۱.جام می را از دستانم خواهم انداخت اگر چشمان یار را ببینم
مست و عاشق و دیوانه خواهم شد و تنها با مرگ به آرامش خواهم
رسید
بیت ۲.عاشق ساز و آوازم و حرفهای دلم را با صدای ساز به گوش معشوق میرسانم
معشوق ناز میکند،اما من همچنان آواره و در پی او هستم
بیت۳.معشوقم.بهار من.بهارم را خزان نکن،
برگرد تا خزانم بهار شود ،اشک چشمانم را اینگونه جاری مکن
بیت۴.خدایا عاشق کسی هستم که او هم عاشق توست
چه میشود ایا معشوق بگوید که ما لایق این عشق هستیم.
برکت باشد...

یا هو...
شنیده بودم که گیاهان به درد دل ما گوش میکنند. احساس دارند. حتی میتونند بخندند و گریه کنند...اما در نوع خودشان.تا اینکه فهمیدم آب هم احساس داره. و درک میکنه...
در ایران خانم حمیده بی طرف بر روی آب تحقیقاتی انجام داده اند. خانم بی طرف تاثیر انواع صدا و نوشته را بر ساختار میکروسکپی مواد بررسی میکنند.

http://seeb-talkh.blogspot.com/2007/12/blog-post_9629.html
و آقای ماسارو ایموتو که ژاپنی هستند هم بر روی اب حدود ۱۰۰۰۰تحقیق انجام داده اند...که بسیار جالب است. آقای ایموتو در حالتهای مختلف آب را زیر میکروسکوپ مشاهده کرده اند. به گونه ای که کاملا مشخص میشود آب به صدا ها .نوشته ها.فکر.و...واکنش نشان میدهد.به عنوان مثال وقتی روی لیوان آبی کلمه عشق را بر کاغذی نوشته و میچسبانند مولکول آب به شکل بسیار زیبایی مشاهده میشود.اما وقتی کلمه ی دوستت ندارم یا کلمه ی منفی دیگری را روی لیوان آب نوشته اند مولکول آب به شکلی کاملا متفاوت و در زبان عامیانه به شکلی بی ریخت در آمده.... و تصاویر بسیار جالب دیگر. که میتوانید در فیلم شهادت آب ببینید.
آدرس سایت آقای ایموتو :www.masaru-emoto.net
تصويري از مولکولهاي آب "رودخانه يودو"، چون آب اين رودخانه ازميان شهرها مي گذرد و اغلب مردم این شهر ها منفی فکر میکنند مولکول آب به این شکل در آمده است.
دكتر ايموتو از عده اي خواستند كه در كنار سد فوجي وارا بايستند ودعا بخوانند وآب را قبل وبعد ازدعا آزمايش كردند

(آب سد فوجی واراقبل از دعا) -(آب سد فوجی وارا بعد از دعا)
.......................................................................................
مولکول آب در مجاورت گل خودش را به همان شکل در می آورد.
در این سایت هم میتوانید مطالب بیشتری را مطالعه کنید.برای نوشتن بیشتر مطالب این پستم از این وبلاگ کمک گرفتم....تا نوشته هام کامل تر باشه. redrozesecret.parsiblog.com/
برکت باشد.