بهار کوچه ی شهر دلم زودتر بیا...

یه روزی دلم گرفته بود.به فکرم رسید به داییم پیامی بدم تا دلداریم بده.....دایی گفت:
"چون.خدا.هست.نگرانی.معنی ندارد."
"میان بور ترین:..؟ راه.واگذار .کردن امور .به خداوند.است."
آی آللاه...

و یک ترانه با صدای آقای سعید شهروز،چه زیبا حرف دل و میگه،پس مینویسمش آخه اگه ننویسم و اگه تظاهر بکنم به بی خیالی ریایی بیش نیست....
...
من میخوام همیشه عاشق بمونم*به تو و چشمای روشنت قسم*با ترانه های آفتابی تو *
میتونم به صبح فردا برسم*این همه خاطره رو چی کار کنیم*؟
نمیتونیم که از اونا بگذریم*واژه ی شروع شعر من تویی *بیا تا آخر خط با هم بریم*...
واسه چی میخوای که تنها بذاری چرا باید تو رو از یاد ببرم ؟
یادمه یه روز نشستی روبروم*گفتی که محاله از تو بگذرم*
بیا با هم آسمونو طی کنیم .تو به من یه فرصت تازه بده*میدونم که چشمای عاشق تو ...
راه و رسم عاشقی رو بلده*توی این شبای تلخ و سوت و کور بیا تا خورشیدو پیدا بکنیم اگه امروز و گرفتن ازمون بیا فکری واسه فردا بکنیم...
من میخوام همیشه عاشق بمونم به تو و چشمای روشنت قسم....
برکت باشه.