تبليغاتX
...:::هوای بارونی :::... - ...:::سرین بیر سو زیندگی بولاغیندان...
...:::ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر ، دوست ...به هوای سر کویش پر و بالی بزنم...

هو الله...

 

به طوفان بگویید فانی شود

به آتش بگویید سوزد مرا 

صبا لحظه ای ایست کن در برم

                        

 

بگو تا که پروانه بی پر شود

زمین و زمان سر به سر پر ز عشق

بگویید قلبم هیاهو شود...

تو ای چشمه سار گریزان من...

بیا لحظه ای من شوم غرق تو

کبوتر ...دو بالت چرا زخمی است...؟

بیا مرهم زخم بالت شوم...

 

گریزانم از هر چه جز عشق باد

صبورم اگر سینه سوزد به داغ

بگویید ...

          

 

میای باهات حرف بزنم شاپرک؟پر بزن برو تا اون بالاها ...بالای ابرا...کنار اشک اسمون لونه کن...بشین و نگام کن... هر وقتی که من دلتنگ و بیقرار شدم... دست نوازشتو از سوی ساقی بکش روی سرم....

 

ساغر تشنه را لبریز کن...لبریز شراب ناب...لبریز آتش سوزاننده....بسوزم بسوزم که زیبا ....شوم.بپویم بپویم که پیدا شوم....

 

کنم کوه غم را فقط یک نگاه ،برای رسیدن شوم چاک چاک ....دلم زخمی و خسته و بی دل است.... چون من باشم اکنون مرا ....این دل است....

 

 

ای آلاهیم منه آرامیش باغیشلا.ایشیغلی یول...بیر بولاغ کی ایچیم سرین سویوندان ...سرینله ییم.   اورگیم جانا گلسین...مدهوش اولوم....سویوغ بیر سو...سرین بیر سو...

 

 

برکت باشد.




لينك ثابت دوشنبه بیستم اسفند 138612:52 ..:: زهرا ::..

* JavaScript Codes ***