هیو...

بهار...نامت را با مداد رنگی سبزم مینویسم.برایم تو نه فقط بهاری ..بلکه بهاری..

حیاطمان را آب میپاشم و همه جاشو جارو میکشم...با عشق.تموم که شد،نگاهی به دور تا دور حیاط میکنم، چقدر زیبا و تمیز شده ...و لبخند رضایت مادر زیباتره...و خواهر کوچولو که میخواد جارو رو از من بگیره تا سهمی داشته باشه...همه ی اینا قشنگه...و دل من هم ...
دوستای خوبم بهار همتون پر گل باشه.عید همتون مبارک باشه.و سال خوبی داشته باشید.هر لحظه برایتان لبریز از برکت و عشق باشه...
یک بهار دیگر از راه رسید.یک زیبایی دیگر.یک تولد دیگر...یک عشق دیگر...یک رهایی دیگر...یک شکوفه ی سیب دیگر متولد میشود امسال هم...
درخت توی حیاطمون چقدر خوشحاله ،مهموناش دوباره میخوان برگردن.یادم هست که وقتی داشت بدرقشون میکرد اشکاشو مخفی کرد و گفت :منتظر میمونم تا برگردین..!(به سیبهای رسیده ی رو ی تنش گفت)
منو درخت چقدر به هم شبیهیم...
من هم میرویم.خدا آبم میده. رشدم میده. نوازشم میکنه.حتی تو هم آب هستی برایم...برای ریشه هایم...
برکت باشد...